ابراهيم عاملي ( موثق )

11

تفسير عاملي ( فارسي )

روح البيان : غيب يعنى آنچه دور از حسّ و عقل است و دو گونه است . اوّل آنكه تو از آن غايبى و آن عالم غيب الغيوب خداوندى است كه تو از آن دورى و آن به تو نزديك كه گفته است ( نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) يعنى ما از رگ گردن مردم نزديكتريم به آنها . سعدى گفته است : دوست نزديكتر از من به من است وين عجبتر كه من از وى دورم چكنم با كه توان گفت كه او در كنار من و من مهجورم دوّم آنكه او از تو غايب است و آن عالم ارواح و حقايق ثابته‌ى عالم است كه موجوداتى ثابت هستند از پيش از انسان تا هميشه و چون حواسّ ظاهرى ما رساى به آنها نيست و نمىتواند آنها را درك كند غايب و پنهان از ما ناميده مىشوند . * ( يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ) * 4 - فخر : يك معنى اين جمله اين است كه بدرستى مواظب نماز باشند و در آن سستى به خود راه ندهند . كشف الاسرار نوشته است : كوش تا آن ساعت كه به نماز درآيى انديشه با نماز دارى و دل با رازپردازى و با ادب باشى و دل از نعمت برگردانى و قدر را ز ولى نعمت بدانى كه دون همّت و مختصر كسى باشد كه راز ولى نعمت يافت ، و دل مشغول داشت . روح البيان : حكايت كرده‌اند كه عاصم بن يوسف از حاتم زاهد پرسيد نماز را چه‌طور ميخوانى ؟ گفت : نزديك وقت ، وضو تكميل ميكنم و در جاى نماز آرام ميايستم كه گويا تمام اعضاى من در آرامش و سكون است و مىبينم كعبه در برابر پيشانى و مقام ابراهيم برابر سينه‌ى من است و خداوند در بالاى سر من كه آنچه در دلم مىگذرد ميداند و چنان است كه پاهايم بر پل صراط است و بهشت در راست و دوزخ در چپ و مرگ در پشت سر من آماده است و گمان ندارم كه بعد از اين نماز زنده بمانم و باز نماز بخوانم . چون تكبير ميگويم و قرائت ميخوانم با تفكّر است و